سرویس اجتماعی

تجلیل از خانواده شهید حیدری

(شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸) ۱۳:۱۹

به همت مرکز رسیدگی به امور مساجد از خانواده معظم اولین شهید مدافع حرم ورامین تجلیل شد.

به گزارش پایگاه تخصصی مسجد؛ معاونت فرهنگی و اجتماعی مرکز رسیدگی به امور مساجد با هدف بهره‌مندی از فیوضات معنوی و نظرات مبارک خانواده معظم شهدای مسجدی و تجلیل از صبر،‌ استقامت و پایداری ایشان و همچنین ترویج فرهنگ تکریم از ولی نعمتان انقلاب، حضور در بیت معظم شهدای مسجدی را در اولویت برنامه‌های خود قرار داده است.

در پنجمین برنامه، حجت‌الاسلام ذاکر، معاون و فرهنگی مرکز رسیدگی به امور مساجد با خانواده سرافراز اولین شهید مدافع حرم شهرستان ورامین، شهید مهدی حیدری، دیدار و از ایشان تجلیل کرد. در این دیدار حجت الاسلام جعفر طزری امام جمعه خیرآباد ورامین و حجت الاسلام یاسینی معاون فرهنگی ناحیه شهید مدنی مرکز رسیدگی به امور مساجد نیز حضور داشتند.

شهید حیدری اولین شهید مدافع حرم شهرستان ورامین است. این شهید از شهدای خان طومان بود که پیکر مطهرش، ماهها بعد از شهادتش به وطن بازگشت.

در این مراسم، همسر مکرم شهید درباره ایشان سخن گفت: شهید مهدی حیدری در قرارگاه خاتم الانبیا، مهندس (It) بود. در واقع شغل شهی طوری بود که ایشان نبایستی به ماموریتهای خارج از کشور می‌رفت. از آغاز جنگ سوریه ایشان مدام در فکر رفتن بود و حرفش را پیش می کشید.

همسر شهید در ادامه گفت: شهید حیدری دوره های رزمی و دفاع شخصی را گذرانده بود دوره‌های آموزشی سپاه را نیز انجام داده بود. ایشان با چند همکار خود در این رابطه صحبت می کند و از آنها می پرسد که؛ آیا من هم می توانم به سوریه بروم؟ همکاران در جواب گفته بودند مشکلی نیست ولی فرماندهان ایشان اجازه رفتن را صادر نمی‌کرند. فرمانده‌ی آقا مهدی به ایشان گفته بود: که ما در ایران به شما بیشتر نیاز داریم. لذا از زمانی که ایشان تصمیم قطعی برای رفتن به سوریه گرفت تا وقت اعزام ۸ ماه طول کشید.

وی افزود: در نهایت آقا مهدی با اصرار به دفاع از حرم می رود. به طوری که به فرمانده اش می گوید: اگر در ایران اتفاقی برای من بیافتد، شکایت شما را به حضرت زینب(س) خواهم برد.

خانم مالمیر وی در ادامه  بعد از گرفتن اجازه پیش ما آمدند و اولین جمله ‌ای که با من به ایشان گفتم این بود که؛ آقا مهدی شما نمی‌ترسید؟ (چون می دانستم که جنگ در سوریه مثل جنگ ایران و عراق نیست و جنگ داعش با مسلمانان جنگ ناجوانمردانه است و چیزی به عنوان خاکریز و دفاع وجود ندارد.)

وی افزود: شهید در جواب من گفت: نه! نمی‌ترسم. ترس من از این است که در بستر بیماری و یا در تصادف اتفاقی برایم بیفتد. دوست دارم که اگر لیاقت داشته باشم، با شهادت عمرم به پایان برسد.

همسر شهید گفت: من به آقا مهدی گفتم: شما کم سن و سال هستید. ولی شهید در جواب گفت: اگر قرار به شهادت باشد، دوست دارم در سن کم شهید شوم.

وی افزود: شهید زندگی را دوست داشت؛ به طوری که تا زمانی که به شهادت رسید درسش را رها نکرد.

خانم مالمیر در ادامه به علاقه همسرش به حضرت عبدالعظیم(ع) اشاره کرد و گفت: در دو سال آخر قبل از شهادت، ایشان خادم افتخاری حرم عبدالعظیم(ع) شدند. آخرین باری که شهید به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) رفت، روز اربعین بود و از منزل تا حرم را پیاده رفتند، در حالی که در آن روز باران سیل آسایی می بارید. ساعت ۴ صبح زیر باران شدید از منزل به سمت حرم پیاده حرکت کرد و تقریباً نزدیک غروب با لباس کاملاً خیس به منزل برگشت و گفت: اگر توفیق باشد یک چیزهایی خواستم. بعد از صفر هم ایشان در بیست و یکم دی ماه سال ۹۴ به شهادت رسیدند.

دیدار با خانواده شهید حیدری
دیدار با خانواده شهید حیدری
دیدار با خانواده شهید حیدری
دیدار با خانواده شهید حیدری
دیدار با خانواده شهید حیدری
دیدار با خانواده شهید حیدری
دیدار با خانواده شهید حیدری
دیدار با خانواده شهید حیدری
دیدار با خانواده شهید حیدری
دیدار با خانواده شهید حیدری


پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید


پربازدیدترین